لبخند ،نيشخند ،زهرخند ،...؟؟؟

( انسان ها ،مي آيند و رنج مي كشند و مي روند )

 

 

فقط اینجا می نویسم !

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


پایان غمگین . . .

 

درباره ی الی . . .

 

نکته : یک پایان غمگین بهتر از یک غم بی پایان است !

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


آزادی و برابری !

 

« ژان ژاک روسو » معتقده که :

انسان ها آزاد و برابر به دنیا می آیند ،ولی می بینیم که در این دنیا ،در همه جا در زنجیر هستند و از رنج و ستم ،تبعیض و از جدائی ها ناله می کنند ،و این ناله گاهی به فریاد مبدل می شود !

 

سئوال : آیا واقعا انسان ها آزاد و برابر به دنیا میان ؟!!

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


پرنده . . .

 

پرنده ،روی هوا

و بر فراز چراغ های خطر

در ارتفاع بی خبری می پرید

و لحظه های آبی را

دیوانه وار تجربه می کرد

.

.

.

پرنده

فکر

نمی کرد

!!!

 

* زنده یاد فروغ فرخزاد

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


. . .

 

 

این روز ها . . .

 

پ . ن . : گاهی وقتا این نقطه چینا هزار حرف برای نگفتن دارن !

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها :


بهای زندگی . . .

 

بهای زندگی ،سنگین است !

بهایش را با لذت و لبخند خواهم پرداخت . . .

هر

چند

لبخندی

آمیخته

به

ا ش ک

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها :


ای کاش . . .

 

ای کاش می توانستم

این خلق بی شمار را

بر شانه های خود بنشانم

تا با چشمان خود ببینند

خورشید بختشان کجا طلوع می کند ؟!

ای کاش می توانستم

یک لحظه می توانستم

ای کاش . . .

 

* احمد شاملو

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها :


سهم ما از دنیا !

 

دخترک ،گل را به مرد داد و گفت : « این مال شماست ! »

مرد ،گل را به همسرش تقدیم کرد و گفت : « این مال شماست ! »

و  ز - ن ٬گل را لای دفتر خاطراتش گذاشت  . . .

آن شب

ز - ن ٬به عشق همسرش می اندیشید و مرد به دستهای یخ زده ی دخترک !!!

 

 

[ گزیده ای از نوشته ی نسیم صباغان با اندکی تغییر ]

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها :


به امید تکراری دوباره !

 

انسان ها را باید نوشت ،بارها نوشت ،تکرار کرد و بخاطر سپرد .

انسان ها را نباید فراموش کرد .

انسان ها تکرار می شوند و فراموش می شوند و از یادها می روند . . .

به امید تکراری دوباره !

انسان ها را جور دیگر باید بخاطر سپرد .

انسان ها را جور دیگر باید نوشت . . .

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها :


جفت سه !

 

۳۳ = ۵۵ - ۸۸

  

  
نویسنده : آرش بابایی Arash Babaei ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ ها :